والنتالین و روز سپندار مهر مبارک باد / مست وهشیار
|
والنتاین و روز سپندارمزگان بر همگان مبارکباد | |||||
|
من وتو یعنی عشق
اگر تنها یک شادی در زندگی باشد ویک عشق



تو نشانم بده از عــــشق ، بدنیا چه بجاست؟!
عاشقی کو بسراید به سخن نغـــمه عــــشق
کیمیائی شد و هر دل زغــم عشق رهاست
در پی یک دل عاشـــــق به کجــا باید رفت
با دل خــسته بگو عــشق کجا یار کجاست؟؟!!
ســـروده فـــرزانه شــیدا /ف.شیدا

نمیشه آروم بشــه ، دلی که بیــــقراره
تو لحظه های عشقت ، غـصه و غم کشیدم
وقتی نبودی پیــــــشم ، مرگ دلـــم رو دیدم
دروغ چرا عـــزیزم ، دلم همــــــیشه تنـــگه
نگاه نکن به لبـــــهام ،که روز وشب میخنده
میــــون ســـینه ی من ، یه قـــلب نامـــراده
به قلب ما خـــدامون ، فقــــط جــــدائی داده !
غصه نخور عـــزیزم ، خـــدا خودش بزرگه
همـــــیشه که تاحالا ، غــصه ی مارو خورده
بازم میــــشه یه روزی، قلب ماهم بخــــنده
در غـــمو یه روزی ، بـــروی ما می بــــنده!
اینو خـــودم مـــیدونم !.... دلــــم گواه اینـــه!
یه روز واســـه همـــیشه ، خـــدا مارومی بیـنه
ســـروده فـــرزانه شـــیدا
دیشب از میکده بگذشتم و یک مست خمار
از رهی آمد و پرسید مرا با دل زار
عشق در میکده و خان وفا کنج دل است
به کجا میروی ای صالح دائم هشیار !!!
به کجا ره سپری ، هر شب و هرشب بیدار؟!
گفتمش جان دلم باز به میخانه برو
دل ما با دل تو ... هیچ ندارد گفتار !
تو اسیر مّی و ما مست شب و عرفانیم
مستی باده ترا بوده...مرا ؟! غصه’ یار !!!
فرزانه شیدا جمعه 26 بهمن 1368



دیشب از میکده بگذشتی و یک مست خمار
از رهی آمد و پرسید تو را با دل زار؟!
دل تو زار به عشق است نکویش میدار
وینچنین قصه به تاریخ نگردد تکرار
گو به آن باده زن مست که هشیاری من
از سر، مستی یار است و غرور دلدار
گفتی اش جان دلم باز به میخانه برو؟!
تو خودت ساقی مائی به برم جام بیار
او اسیر می و تو مست شب و عرفانی
من اسیر دلم و اینکه نگیری تو غبار
دل من خسته ز هجران و غم یار اینجا
تو بیا ابر کنون بر تن من بیش ببار...
تقدیم به شما سر کار خانم فرزانه شیدا
هم اکنون جاری گردید:

































.jpg)
شاعر و نو یسنده ، مقیم نروژ (متولد 1340، متاهل، دارای دو فرزند)