***
***جهانم سخت بی تاب است ****
دلم در بیکران ِخلسه ی تنهائیم ...پر میشود ازغم
ودر سوت مداوم ...در سکوت تیره یک شب
صدا درسینه ام , حکم غزل را ,میکند خاموش !
...وروح خسته ام از بیکران, گسترده ی رویا
چه ُسُّریده ست به عمقِ دره های تلخ نومیدی
که در آن درسکوت وَّهم ِ غمناک ِسیه فامی ...
صدای مانده در فریادِ دل ,همواره خاموش است
نگاهم در تداوم ,خیره وُچشمِ دلم ,گوش است
ونقش ِتلخ ِدلتنگیِ به خاموشی...
فرومیمیرد اندر
سایه ی مبهوت دلسردی!!!
نمیبینم کسی را درجهان ِخالی وُسرد ِکنون ...امشب
بخواند نغمه های دیگری ,جز در تب تردید
که همواره میان رفتن وبودن
میان بودن وماندن
بگوید قصه های نو, به گوش این جهان ِکهُن ِ دیرینه...
که جز تقاشیِ دوران تاریخی ...کسی ازآن ندارد یادگاری ...
در خطوط خسته ی افکار پوسیده ...
به غار ذهن خاموشی ...
که با َنفسِ جدید تازه ی دنیا ... بخواند باز... !
نمیبینم سکوتم بشکند ,درشوق یک گفتار
بگوید زیرلب حتی
منو دنیای من , دنیای دیرین را , به پاس آنچه در یاد , وُبه هرخاطر
بجا مانده درون سینه ای جاوید......هنوزم در سرِ اندیشه ای دیگر بیابم باز
فضای دیگری در خاطر وذهنی!!!
نمیبینم بگوید قلب من دراوج ناکامی
که دنیا ، مهدِ زیبایِ محبتهای دیرینی ست
که روزی روزگاری چند...
به یک بوسه ...بروی گونه ی فرزند
رخ خندان وچشم ِمهربانی , شاد میگردید
نمیبینم بجز در پشت این خاُمش سکوت تلخ
دمی حتی به نقش یک هوس... تک خاطری ,از نقش یک لبخند
نمیبینم سکوتی بشکند در پای حق گوئی
مگر در حق مطلوبی...که مطلوب ِ ،دل خود باشد وُخودخواهی فردی...!!!
نمیبینم میان واژه های لب , الفبائی که گوید
در خطوطی چند, تن آزاده ام دریاب ...در بال وپر پرواز آزادی
نمی بینم دل وارسته ای دیگر ...
که پای صخره ای زانو زد ه نقش تَوّهُم را
بدنبال خدا درجستجویِ چشم ِنادانی ...
میان ریزه های خاک , کشد دستی تبرک بر سر وصورت
درآنوقتی ...
درآنوقتی که خالق در کنارش دیده دوزد ...بر حمافتها !
ومیپرسد زخود آیا بشر با عقل ودانائی
مرا درخاک می بیند ؟
که من درخلقتم ازخاک وسنگ ودانه وریشه
به چشمش بیشتر بخشیده ام نقش طبیعت را !
ولی " شیدا دلم "! ...خاموش!!!
جهان اکنون نمیداند...
خداوندی که درخاک است ...
میان ذره های جان ما همواره بیداراست
ولی این دل ...ولی این سر
ولی این دیده ی خالی...
ولی این روح ِپوشالی ...
همیشه گوئیا در بستر خواب است
همیشه ، غرقه درخواب است
نمیداند چرا..اما..." دلی همواره بی تاب است!!! "
دوشنبه 21 دی ماه سال 1388
_________ فرزانه شیدا_________
ترجمه ی متن داخل عکس:انگلیسی /فارسی
سعی نکن که جهان را تغییر دهی اما انتخاب کن که نگاه خود را بدنیا تغییر دهی
آنچه تو میبینی رفلکس وباز گرد اندیشه های توست ،
وتو در رفلکس اندیشه های خود
انتخاب میکنی که چگونه میخواهی ببینی
= (یدین معنی که: در دیدگاه واندیشه های تو،
("نو "همه چیز را آنگونه میبینی ، که خود میخواهی ببینی! نه آنگونه که هست
واقعیتها را همانگونه که هست، ببین !))
بنابر این سعی نکن دنیا رو عوض کنی نگاه واندیشه ی خودت رو عوض کن *)
ترجمه ی فرزانه شیدا
٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬
انجمن صدای اندیشه های مانا به مدیریت فرزانه شیدا:
از حضور دوستان درانجمن شاد میشویم .موفق ومانا باشید
٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫