شعرو دوبیتی
زیاس ســینه اندر ساحـل تردید می گشتم
بدنبال یقـــینی محـکم وجــاوید می گشتم
مــرا در وصـل رویـت آرزو هم کُــشت
که حتی در سرای آرزو، نومید می گشتم
بدنبال یقـــینی محـکم وجــاوید می گشتم
مــرا در وصـل رویـت آرزو هم کُــشت
که حتی در سرای آرزو، نومید می گشتم
(از فــرزانه شــیدا)
مرداد ماه ۱۳۶۳
به شــهر بی کس ها رهـسپارم
غمی جز دوری رویـت ندارم
اگر قرنی گذشت از این جدائی
بدان همواره بی تو بیــقرارم
ف.شیدا/ آذر ۱۳۶۳
زندگی یه کوره راهه ، که باید ازش گذر کرد
واسهء یه لحظه خنده ، عمری رو باید هدر کرد
توی کوره راهه هستی، پیچ وخم یکی دوتا نیست
دل بیچاره رو باید ، آشنا با صد خطر کرد!
ف.شیدا/ آذر ۱۳۶۳
بـیـــا
بیــا امــشب مــرا از غــم رهـا کن
طــبیبم بـاش و دردم را شـــفا کن
بیــا با بوسـه ای گــرم وتوانبــخش
تـب ســوزان ءعـشقــم را دوا کن
بیــا از هــجر تــو بیــمارم امــشب
مـرا ازدرد جــانسـوزم رهــا کن
بیــا حــتی اگــر، نـآئــی بــدرمان
بیــا پــس باغــمم ودردم صفا کن
بیــا با نغــمهء این اشکء رقصان
بـرقــص وبـر دل زارم جـــفا کن
بیــا جــانم بگــیر و درد بُــستان
ولـی تـا زنــده ام ، بـرمـن وفــا کن
ولـی تـا زنــده ام ، بـرمـن وفــا کن
۱۳۶۰/۹/۱۷ آذرماه
ســروده : فــرزانه شـــیدا

آشیانه های شعرم به روز است:
دیوان شیدائی:
دفتر شیدا دلی:
گالری عکس از اسکاندیناوی - ف.شیدا:
در آغوش تنهائی:
وتقدیم به رسم شیدائی:

+ نوشته شده در یکشنبه ۱۴ بهمن ۱۳۸۶ ساعت 14:3 توسط فــرزانـه شـــیدا
|
شاعر و نو یسنده ، مقیم نروژ (متولد 1340، متاهل، دارای دو فرزند)