نوگل عشق

ازهمان دم که بدل نوگل ءعشق تو شــکُفت
لب من با لب تو قصه ء بودن میگفت
قلب عاشق شده ام سوزء تمنای تو داشت
زندگی در نگهم چهره ء زیبای تو داشت
همه ء قصه ء من لحظه ء دیدار تو بود
همچو جادو زده ای مست وگرفتار تو بود
باورم نیست که هجران شد و دل باز طپید
بعد تو ، زندگیم لذتء آرام ندید!!!
ناگهان جای تو، غم آمد و در سـینه نشست
دردلم زلزله شد قلب من از غـصه شکست
دردلم زلزله شد قلب من ازغصه شکست!!!
جمعه 12/11/1363
شعراز فرزانه شیدا
+ نوشته شده در سه شنبه ۲ بهمن ۱۳۸۶ ساعت 19:6 توسط فــرزانـه شـــیدا
|
شاعر و نو یسنده ، مقیم نروژ (متولد 1340، متاهل، دارای دو فرزند)