اشعاری از فرزانه شیدا
شـور وشر عاشـقی ،، انـسان،، دگرگون میکند
قــلبهای شــاد را از غــصه پرخــون میکند
لحــظه های بی کــسی آن سـان اثـر دارد بدل
کزمیان ساده گان ،، شــاعــره،، بیرون میکند!!!!
آنـکه در قلــبش نــبوده لحــظه ای افـکار عـشق
در ســرای عـاشـقی ســودای مجـنون می کند
کوچــه های عــشق را چون طـی کنی درعــاشـقی
هرقــدم شــور و شّــر عـشق تو افـزون می کند
هرچه ســوزد قــلب عاشــق باز عاشـق تر شود
عـــشق هــرکاری کـند با قــلب محـزون میکند !!!!
30/1/1363 پنجشنبه - فروردین ماه
فــرزانه شــیدا

غـمینم ، بی کـسم ... تنهای تنها
روم با عشق تو... صـحرا به صـحرا
چو مجنون.... ســر گذارم بر بیـابان
منم آواره ای ... در عــشق شـیدا
.jpg)
در ممــلکت عشق به و یرانه رهی نیست
ویرانی عشاق چو آبادی قــلب اسـت
یکتا دل غــمگین ز رهائی چه برد سود؟؟؟!!
در عشــق اســیری بّه از آزادی قلب است
ویرانی عشاق چو آبادی قــلب اسـت
یکتا دل غــمگین ز رهائی چه برد سود؟؟؟!!
در عشــق اســیری بّه از آزادی قلب است
از: فــرزانه شــیدا 1363
+ نوشته شده در دوشنبه ۱ بهمن ۱۳۸۶ ساعت 4:52 توسط فــرزانـه شـــیدا
|
شاعر و نو یسنده ، مقیم نروژ (متولد 1340، متاهل، دارای دو فرزند)