تاثیر عشق
از روزگار پیش از آن گذشته ها
یارب بگو مرا ، اکنون چه مانده جا
از عشق بی ثمر خواهم نشانه ای
اما نظر بخود ، گویا بّود مرا
آنچه که مانده جا ، یک قلب خسته بود
در معبد وفا ، روحی شکسته بود
آنکس که خنده اش از لب نمی فتاد
اکنون به چشم او حسرت نشسته بود
دیگر زفرط غم شادی نمی شناخت
دیگر باوج غم قلبی شکسته بود
قلبی شکسته بود !!!
سروده ی : فــرزانه شـــیدا
Farzaneh Sheida
من پاکی آینه دل را به کسی مدیونم
که به چشمان غریبم اشک را هدیه کرد
سروده آقای محمد زارع (فریاد)از سایت شعر نو:
+ نوشته شده در جمعه ۳۰ فروردین ۱۳۸۷ ساعت 1:22 توسط فــرزانـه شـــیدا
|
شاعر و نو یسنده ، مقیم نروژ (متولد 1340، متاهل، دارای دو فرزند)