دست می کشم......
دوستانی که مایلند همچنان بامن درتماس باشند میتونند به
( انجمن صدای اندیشه مانا )
به مدیریت خودم تشریف بیارند وچنانچه دوست داشتند عضو بشند
عضویت رایگان ومتعلق به شاعران ونویسندگان واهل قلم وادب فارسی ست
آدرس:
http://sedayeandishehmana.findtalk.net/forum.htm
¤¤¤ دست میکشم... ¤¤¤
دست بر شیشه میکشم
در پاک کردن ,بخار آغشته از تنفس هوا
بی انکه آنسوی پنجره ,
نگاه را بدنیائی آشنا کنم
که رنگ رنگ زندگی را
رنگین نموده است
بی آنکه ,در خاطرم باشد
نگاه ِمظلوم کودک تنهائی را
غم مشهود نگاه زن
خشم خسته ی مرد روزگار
وکسالت اندوهبار پیرمرد درک نشده را
دست میکشم برتن سرد پنجره
در زدودن اشک نگاه او
, در بخار اندوهی که.... ا ز سرمای بیرون
گلایه ها میکند
آنگاه که , دستهای نوازش
«فراموش شده از« آدمی
تنهائی را, آغوش می کشاید ...
.....
دست میکشم بر پنجره.....
¤¤¤ فرزانه شیدا/1388/اُسلُو -نروژ ¤¤¤
Farzaneh Sheida- fsheida -f.sh

واینهم نسلِ جوانِ آینده ی ما
نازشو برم من تکّی![]()

شاعر و نو یسنده ، مقیم نروژ (متولد 1340، متاهل، دارای دو فرزند)