«امروز»

* دیروز گذشت ! فکر آنرا نکنیم !

با غصه ی آن سر به گریبان نکنیم

بر هرچه که طی شد وگذشته است دگر

زهری بدرون سینه و جان نکنیم

فردا که نیامده , «امروز» خوش است

ما توشه چرا پر از همین «آن » نکنیم؟

از لطف خدارسیده صد نعمت خوب

مااز چه زآن,سود فراوان نکنیم؟!

از « فرصت امروز » ببر بهره ی خویش

ما ازچه بخود« زمانه» آسان نکنیم

در وادی این سرای بی مهری دهر

مااز چه نگه به مهر « باران »نکنیم؟

خود نیز چو باران محبت باشیم

بخشندگی ولطف به احسان نکنیم؟!

دنیا که نمانده بر کسی جان دلم

بّه هستی خود به غصه ویران نکنیم !

یارب که خوداو مظهر احسان ووفاست

ما از چه سپاس او به ایمان نکنیم؟!

فرزانه شیدا
دوشنبه 25 آبان ماه سال 1388 / اسلو- نروژ